PostHeaderIcon زندگی در میان غولها

به یکی از دوستان گفته بودم که درباره کار کامپیوتر در آمریکا می نویسم… البته نوشتن در این مورد برای من کار سختیه، چون من خودم هنوز وارد محیط کاری نشدم! بنابراین لطفا هیچ وقت برداشت نکنید که من تمام واقعیت ها رو گفتم چون همونطور که راز و رمز پختن آبگوشت رو از کسی که فقط دستور پختش رو خونده، نمیشه کاملا یاد گرفت، بلکه حتی دستور پخت آبگوشت با توجه به شرایط (مثلا پختن در ظرف سنگی یا زودپز!) با هم فرق می کنه! مثلا در زودپز شما قاعدتا نباید لوبیا رو همراه گوشت بریزی بپزه، چون در حالی که گوشتها دارن پخته میشن، لوبیاها در فضای مزبور ابتدا له و سپس محو میشن! (البته این هم باز بستگی به شرایط داره!)

بگذریم…

 

خب اول اینکه من فقط در زمینه برنامه نویسی وب یه چیزایی می دونم، به خصوص سیستم های اپن سورس و PHP … ما در کالیفرنیا ساکن هستیم، یکی از قطبهای IT آمریکا و خب این هم مزیت است و هم محدودیت! چون به دلیل اینکه اکثر غولهای کامپیوتری کاخ هاشون رو اینجا علم کردن، اصولا آدمهای نخبه رو بورس هستن و نیازهای نرم افزاری این غولها هم معمولا خاص هستش… در بیشتر ایالت های دیگه که IT خیلی در اونها به عنوان نشان خانوادگی شناخته نمیشه، کار کمتر هست اما شانس به دست آوردنشان بهتر است. چون در مراکز IT به نسبت افزایش فرصتهای شغلی، رقبای شغلی هم بیشتر، قوی تر و خشن تر هستند!

 

یک قضیه ای رو هم توضیح بدم: توی ایران من به عنوان مسئول IT شرکت از کار برنامه نویسی گرفته تا تهیه بروشور شرکت و آموزش اصول اولیه دست زدن به کی بورد به پرسنل محترم را بر عهده داشتم. اینجا وقتی میگن مسئول IT یعنی اینکه شما باید برای سیستمهای انفورماتیک برنامه ریزی استراتژیک انجام بدی و ایده های تکنیکی ارائه کنی و اونها رو مدیریت کنی تا به نتیجه برسن… به نظر آسون میاد اما وقتی واردش بشین میبینین جهنم یه مرحله بالاتر از اون قرار داره …

 

اینجا وقتی می خوان که شما مثلا روی FrontEnd کار کنین ازتون انتظار دارن که به کلیه چم و خم ها و تکنولوژی های این محدوده مسلط باشین… فقط دانستن CSS , HTML کافی نیست… شما اغلب باید بتونین با نرم افزارهای گرافیکی کار کنین، باید jQuery , Prototype  یا مثلا اصول کار کردن با AJAX  و گاهی اوقات Yahoo UI , FaceBook UI رو بلد باشین… باید با مشکلات  CrossBrowser  آشنا باشین و مفاهیم SEO , SMO براتون مفهوم باشن…

(می دونم که الان ۹۹% کسانی که این پاراگراف رو خوندن با خودشون دارن میگن: خب من اینا رو بلدم! در این که شما اینها رو بلدین شکی نیست! اونی که مهمه اینه که مصاحبه گر در این مورد چی فکر می کنه!)

 

بگذریم… خلاصه اگر شما بخواین کار تخصصی بکنین باید در اون زمینه واقعا مسلط باشین… هیچ وقت هم دروغ نگین و خالی نبندین! چون هر چیزی که شما ادعا کنین که بلد هستین در مصاحبه باید پاسخگو باشین، اینم از من قبول کنین: مصاحبه گرهای اینجا شما رو واقعا می سنجن!

 

امروز رو مود خوبی نیستم! نمی دونم چرا! …

یه دفعه دیگه درباره بازار کار اینجا بیشتر توضیح میدم!

 

2 Responses to “زندگی در میان غولها”
  • سامان می‌گه:

    به قول همشهری های شما “واو” اصلا فکر نمیکردم همکار باشیم :smile:

    تفاوت در اینه که من کلا از نهضت اپن سورس دوری میکنم و مقلد آیت الله العظمی مایکروسافت هستم.

    • Mona می‌گه:

      من اتفاقا فکر می کردم شما هم خانه دار هستین! :razz: (شوخی کردم :wink: )

      خب پس شما و آیدین یه طرف وایسادین، اونم مثل شما اصلا طرف اپن سورس نمیاد! :razz:

پاسخ دهید

Captcha Captcha Reload

:yawn: :worry: :wink: :whistling: :whew: :wave: :waiting: :thumbsup: :thumbdown: :think: :star: :smug: :smile: :sleepy: :skull: :silly: :sigh: :sick: :shock: :sad: :rose: :rolllaugh: :rolleye: :razz: :raiseeyebrow: :pumpkin: :pullhair: :praying: :pirate: :phone: :phbbbbt: :peace: :party: :oops: :ohno: :notworthy: :nottell: :notsee: :notme: :notlistening: :notalk: :neutral: :nerd: :nailbit: :moneyeyes: :mad: :love: :loser: :liar: :laugh: :kiss: :idea: :hypnotized: :hurryup: :hug: :heehee: :grin: :goodluck: :frustrated: :flag: :eyval: :evil: :drooling: :dream: :dontknow: :disco: :cry: :cowboy: :cool: :confused: :comeon: :coffee: :clown: :chatterbox: :bug: :brokenhearth: :beatup: :bateyelash: :badidea: :arrow: :applause: :angel: :?: :!:
جست‌وجو
پیوندها
Tweeter
  • ': (19 سال پیش)




وردپرس فارسی

website security