PostHeaderIcon جزیره نشینی و بطری یابی!

من تازه یه ۲-۳ ماهی میشه که افتادم به وبلاگ خوانی… قبلا خیلی خوشم نمی آمد… انقدر دور و برم شلوغ بود و تعاملات دنیای واقعی وقت و انرژیم رو می گرفت که جایی برای افزودن تعاملات مجازی به اون باقی نمی موند…

وقتی میرفتم شرکت، از دم در باید با نگهبانی، پرسنل خدمات و پیک داخلی و … تعامل برقرار می کردم! :roll: همیشه کسی پیدا میشد که بخواد برام درددل کنه، همیشه زنگ خور تلفن من با تلفن منشی دفتر معاونت رقابت می کرد، همیشه تعدادی دوست با معرفت در زنگ تفریحی که به خودشون وسط کار میدادن، یاد من میافتادن! همیشه من کلی کار داشتم برای انجام دادن و همیشه دوست داشتم یه اتاق چهارگوش داشته باشم بالای کوه قاف، وسط یه عالمه برف، که هیچ کس دستش بهم نرسه… الان که فکر می کنم، الکی نبود که هر روز وقتی می رسیدم خونه باید تازه می نشستم گره های اعصابم رو باز می کردم! :neutral:

البته اینم بگم، من کلا با تعاملات صوتی مشکل دارم (بخصوص که در ایران این عملیات همراه با بسیاری مخلفات زائد مثل تعارفات، قربان صدقه های اجباری و کلمات چندوجهی انجام می شود) و متاسفانه ۹۹۹% از تعاملات به این صورت هستش! تعاملات خواندنی و نوشتنی برای من به شخصه بسیار دلپذیرتر هستند…

خدا رو شکر برای من در اینجا تعاملات صوتی به حداقل رسیده و جا برای معرفی و استفاده از سایر انواع تعامل هم ایجاد شده است! :D خوندن وبلاگها یک فعالیت پر از تنوعه برای من! چون معمولا هر کسی از یه چیزی حرف میزنه و نظر واقعیش رو میگه، نه اینکه به خاطر هزار ملاحظه مجبور بشه نظرش رو پنهون کنه یا وارونه بگه یا کلا انقدر نظرش رو بپیچونه و برقصونه و خرد و خمیر کنه که همه نظرها رو تو خودش جمع کنه…

بعضی وقتها که تو اتاق پشت لپ تاپ نشستم و ساعتها کسی را در محوطه مجموعه نمی بینم و یواش یواش با خودم فکر می کنم که شاید بقیه مردن (!) یک دفعه یکی از وبلاگها آپدیت می شه و من اگه از سر و کله زدن با کدها خسته شده باشم، سریع به سراغش می رم و می فهمم هنوز بقیه زنده هستن… البته بعضی وقتها هم کاترین (خانم پیر همسایه روبرو) من رو از این خواب و خیال بیرون میاره! نیازی نیست که من ورود و خروج کاترین رو ببینم، چون اون با وجود سن و سالش و هیکل نه چندان بزرگش چنان موقع راه رفتن پاش رو روی زمین می کوبه که کل خونه ما می لرزه! من همیشه برای همسایه طبقه پایین کاترین طلب صبر و مغفرت می کنم…

من خودم زمانی که توی ایران بودم، همیشه سعی می کردم توی خونه آروم راه برم که صدای گرومپ گرومپ راه رفتنم همسایه طبقه پایین رو ناراحت نکنه! اما اینجا همه عین فیل راه میرن! حتی این بچه فینقیلی ها وقتی دارن میدوند، کاملا میدونن چی کار کنن که زمین زیر پاشون بلرزه!  :evil:

نتیجه اخلاقی: هیچ وقت تو آمریکا خونتون رو طبقه پایین نگیرین!

پ.ن. نمی دونم معنی عنوان این پست رو درک کردین یا نه! به هر حال من قصد ندارم درباره اش توضیح بدم!  :grin:

4 Responses to “جزیره نشینی و بطری یابی!”
  • سائده می‌گه:

    آره موافقم! تعاملات نوشتنی و خواندنی جالب‌ترن. میگما! اینجور محکم پا کوبیدن برا زانو بد نیست؟ سر پیری جفت زانوهاشون باید داغون باشه که با این حساب!

    • Mona می‌گه:

      والا سائده جان، اینا چون این کار رو از زمان کودکی انجام دادن زانوهاشون ضد ضربه شده! احتمالا اگر محکم نکوبن زمین دچار نرمی مفصل زانو میشن! :grin:

  • کرونا می‌گه:

    خوبه. حداقل کاترین رو میتونی برای عید ایرانی دعوت کنی و یه قرمه سبزی توپ مهمونش کنی.

  • Mona می‌گه:

    نه بابا کرونا جان! این کاترین خانوم اصلا تو خونه بند نمیشه! یه روز داشت به آیدین می گفت میره کلاس تنیس! بعضی وقتها هم همونطوری که داره پشت موبایلش بلند بلند حرف میزنه و هی میگه اُه مای گاد با گامهای پر صلابت و سریع میدوه میره بیرون! با ما بیشتر در حد سلام علیک و گفتمان درباره اوضاع آب و هوا صحبت می کنه… البته یه بار که یادش رفته بود شیر آب حمام رو ببنده و آب خونه اش رو برداشته بود اومد کلی دم در ما با هیجان درباره این اتفاق صحبت می کرد! هی هم می گفت: مای گاد! :grin:

پاسخ دهید

Captcha Captcha Reload

:yawn: :worry: :wink: :whistling: :whew: :wave: :waiting: :thumbsup: :thumbdown: :think: :star: :smug: :smile: :sleepy: :skull: :silly: :sigh: :sick: :shock: :sad: :rose: :rolllaugh: :rolleye: :razz: :raiseeyebrow: :pumpkin: :pullhair: :praying: :pirate: :phone: :phbbbbt: :peace: :party: :oops: :ohno: :notworthy: :nottell: :notsee: :notme: :notlistening: :notalk: :neutral: :nerd: :nailbit: :moneyeyes: :mad: :love: :loser: :liar: :laugh: :kiss: :idea: :hypnotized: :hurryup: :hug: :heehee: :grin: :goodluck: :frustrated: :flag: :eyval: :evil: :drooling: :dream: :dontknow: :disco: :cry: :cowboy: :cool: :confused: :comeon: :coffee: :clown: :chatterbox: :bug: :brokenhearth: :beatup: :bateyelash: :badidea: :arrow: :applause: :angel: :?: :!:
جست‌وجو
پیوندها
Tweeter
  • monolus

    ': (19 سال پیش)




وردپرس فارسی

website security